متن کامل در سایت baharfile.com

 

بررسی تحقق قتل عمدی با فعل نوعا کشنده

همانطور که اشاره شد، در صورت وجود قصد قتل، نوع عمل ارتکابی و شدت آن، فاقد اهمیت بوده و قتل ارتکابی، عمدی خواهد بود. اما مشهور فقهای امامیه علاوه بر ضابطه ی فوق الذکر، به استناد پاره ای از روایات وارده، علاوه بر تحقق قتل عمدی با قصد قتل و بدون توجه به شدت عمل ارتکابی، انجام عمل نوعا کشنده، بدون قصد قتل را نیز موجب تحقق قتل عمدی دانسته اند(حلی: پیشین، 971؛ موسوی خمینی: پیشین، 569؛ نجفی: پیشین، 42).

در حقیقت در این حالت، قصد فعل (سوء نیت عام ) و البته با آگاهی از نوعا کشنده بودن آن، جهت تحقق قتل عمدی کفایت خواهد کرد. همانطور که قبلا اشاره شد برخی دیگر از فقها حتی در حالت وجود قصد نیز تنها در صورت کشنده بودن عمل، قتل را عمدی دانسته اند و به عبارت دیگر تلفیقی از ضابطه ی اول و دوم را برای تحقق قتل عمد لازم شمرده اند. لازم به ذکر است که اصطلاح نوعا کشنده در کلام فقها مشاهده نمی شود، بلکه فقها از کلمات عادتا کشنده و غالبا کشنده با عبارات مختلف استفاده کرده اند. به هر حال قانونگذار ایران با استفاده از نظر مشهور فقها، مبادرت به وضع بندهای ب و ج ماده 290 قانون مجازات اسلامی نموده است که مطابق آن:« ب- هرگاه مرتکب، عمداً كاري انجام دهد كه نوعاً موجب جنايت واقع شده يا نظير آن، مي‌گردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنايت و نظير آن را نداشته باشد ولي آگاه و متوجه بوده كه آن كار نوعاً موجب آن جنايت يا نظير آن مي‌شود.

پ- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنايت واقع شده يا نظير آن را نداشته و كاري را هم كه انجام داده است، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنايت واقع شده يا نظير آن، نمي‌شود لكن درخصوص مجنيٌ‌عليه، به علت بيماري، ضعف، پيري يا هر وضعيت ديگر و يا به علت وضعيت خاص مکاني يا زماني نوعاً موجب آن جنايت يا نظير آن مي‌شود مشروط بر آنكه مرتکب به وضعيت نامتعارف مجنيٌ‌عليه يا وضعيت خاص مکاني يا زماني آگاه و متوجه باشد».

دقت در دو بند فوق به روشنی نشان می دهد که قانونگذار هر دو را بر اساس یک ضابطه مقرر نموده است. همانطور که گفته شد، ضابطه ی اول قتل عمدی، قصد فعل و قصد نتیجه است و مشهور فقها، قصد فعل بدون قصد نتیجه را در صورت غالبا کشنده بودن فعل ارتکابی نیز، قتل عمدی دانسته اند، امری که در دو بند فوق الذکر به وضوح قابل مشاهده است. اما تفاوت عبارت در دو بند ب و ج ماده 290، ناشی از این مطلب است  که در بند ب عمل نسبت به تمامی انسانها به صورت عادتی و غالبی کشنده به حساب می آید، ولی قانونگذار در بند ج، نوعا کشنده بودن عمل نسبت به مجنی علیه را برای تحقق قتل عمدی کافی دانسته است و درست به همین علت در بند ج، ابتدا از نوعا کشنده نبودن عمل و سپس نوعا کشنده بودن آن نسبت به مجنی علیه، سخن گفته شده است. اینکه قانونگذار در ابتدای بند ج، عمل مرتکب را نوعا کشنده ندانسته است، به قرینه عبارات قانونگذار در بند ب، این است که عمل مرتکب در بند ب، بطور کلی و نسبت به همه افراد نوعا کشنده است و به دلالت قسمت آخر بند ج، عمل مرتکب در آن بند، تنها نسبت به برخی افراد با شرایط خاص، کشنده است. با توجه به اینکه برای تحقق عمل نوعا کشنده، وجود فعل و عنصر روانی خاص ضروری است، در ادامه این دو مطلب را جداگانه بررسی می نماییم:

 

 

متن کامل در سایت baharfile.com

دسته بندی : دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید